آموزش های سایت Hi زبان چطوره؟

مشاهده آمار

Loading ... Loading ...
0
()

menace

اسم) چیزی یا کسی که در کیفیت، احساس یا رفتار خطرناک باشد، تهدید

504 واژه ضروری تصویری انگلیسی

– Smoke of factories is a menace that endanger our life.

دود کارخانه ها تهدیدی است که زندگی مان را در معرض خطر قرار می دهد.

– The torrents of rain were a menace to the farmer’s crops.

سیل باران تهدیدی برای محصولات زراعی کشاورزان بود.

tendency

اسم) میل به انجام کاری، گرایش، تمایل، عادت

504 واژه ضروری تصویری انگلیسی

I have a tendency to exercise every day.

عادت دارم هر روز ورزش کنم.

The tendency in all human beings is to try to survive.

سعی در زنده ماندن یک گرایش در همه ی انسان ها است.

underestimate

فعل) زمانی که فکر کنید یا حدس بزنید چیزی کوچکتر، کم ارزشتر یا راحتتر از آنچه که در حقیقت می باشد است، دست کم گرفتن، ناچیز پنداشتن

همچنین ببینید:
واژگان تصویری ۵۰۴ (درس ۳۴- واژگان ۱-۶)

504 واژه ضروری تصویری انگلیسی

Don’t underestimate my power! I can lift this weight.

قدرتم را دست کم نگیر! من می توانم این وزنه را بلند کنم.

Undoubtedly the boss underestimated his employee’s ability to work hard.

بی شک کارفرما توانایی سخت کوشی کارمندانش را دست کم گرفت.

victorious

صفت) کسی که چیزی را با موفقیت و پیروزی به پایان رسانده، پیروز، برنده، فاتح

504 واژه ضروری تصویری انگلیسی

We are the victorious of the final match of the World Cup.

ما پیروز مسابقه فینال جام جهانی هستیم.

The young volleyball team was victorious over the older team.

تیم والیبال جوان بر تیم مسن تر پیروز بود.

numerous

صفت) چیزی که مقدارش زیاد و متعدد باشد، بیشمار، کثیر

504 واژه ضروری تصویری انگلیسی

There are numerous kinds of food on the table. Help yourself!

انواع زیادی از غذا روی میز است. از خودت پذیرایی کن.

The debater man used numerous documents to prove his statements.

مرد مناظره کننده از اسناد بی شماری برای اثبات کردن اظهاراتش استفاده کرد.

همچنین ببینید:
واژگان تصویری ۵۰۴ (درس ۳۵- واژگان ۱-۶)

flexible

صفت) هر چیزی که می تواند تغییر کند و خودش را با آن تغییر وفق دهد، چیزی که براحتی خم می شود، انعطاف پذیر

504 واژه ضروری تصویری انگلیسی

My leg is so flexible. I can bring it over my head.

پای من خیلی انعطاف پذیر است. می توانم آن را بالای سرم بیارم.

A mouse flexible body allows it to squeeze through narrow holes.

بدن منعطف موش به او این امکان را می دهد که از درون حفره های باریک به سختی عبور کند.

امتیاز 1 تا 5 ستاره بده، بعد روی ارسال کلیک کن.

میانگین امتیاز / 5. تعداد امتیاز:

واژگان تصویری ۵۰۴، درس ۱۰، لغات ۷ تا ۱۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: